بنوشت

یادداشت های کمال فراهانی

دختران داغ

۱۹ فروردین ۱۳۸۵ در دسته دسته‌بندی نشده

زمان: ساعت ۲:۵۵ بامداد روز جمعهمکان:آسانسور خوابگاهوضعیت: خستگی در حد مرگ از ۱۲ ساعت کار مداوم روی تکلیف Discrete Math و پاکنویس کردن و Submit کردن آن.افراد حاضر در آسانسور: من، حسین، دو پسر از طبقه ۷ که یکی از آنها بریتانیایی است.پسر بریتانیایی بعد از فشرده شدن دکمه طبقه ۱۴ رو به من می کند.- طبقه ۱۴ هستی؟- بله. چطور مگه؟- تا حالا ندیده بودمت. خیلی عجیبه.- ولی من دوست شما را دیده بودم قبلا. حالا چی این عجیبه؟- این نشان می ده که دخترهای داغی(…) می توانند در طبقه ۱۴ باشند که من تا این موقع سال ندیده باشم.

۱۰ نظر به “دختران داغ”

  • مهلا
    ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ at ۳:۳۳ ق.ظ

    سلام من عاشق ایمان هستم برای من دعا کنید به عشقم برسم

  • سارا
    ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ at ۴:۳۱ ق.ظ

    خاک تو سرتون. بی تربیتا. سارا هستم از اهواز- امیدیه

  • کمال
    ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۳ ق.ظ

    این فرهنگ غنی ایرانی جدا جای تجدید نظر داره!

  • ناشناس
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ at ۳:۲۵ ق.ظ

    بسیار متاسفم برای شما جوان ایرانی که با این کار آبروی هرچه مردایرانی را برده ای فقط میتوانم بگویم که برای شما متاسفم ..و…..و……..؟

  • ناشناس
    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ at ۶:۴۹ ق.ظ

    خیلی برای شما تاسف خوردم.

  • ye delsooz
    ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ at ۵:۱۱ ق.ظ

    میدونی چرا ایران پیشرفت نمیکنه برای همینه با کار های بهتر ازاین کشور های دیگه را علاقمند به خود کنیم

  • ye ashena
    ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۵ ق.ظ

    آفرین منم موافقم

  • BIG BOSS
    ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ at ۲:۴۸ ب.ظ

    یعنی چی؟ من هنوز تو کف مفهوم این مطالب موندم.یکی به من حالی کنه.!!!!

  • هواس پرت
    ۲۹ تیر ۱۳۸۸ at ۴:۰۱ ب.ظ

    نفهمیدم در مورد چی دارین صحبت میکنین !!!

  • مریم
    ۱۲ مهر ۱۳۸۸ at ۴:۰۶ ق.ظ

    نمی دونم چی بگم واقعا متاسفم