بنوشت

یادداشت های کمال فراهانی

امور خیر

۲۷ اسفند ۱۳۸۴ در دسته دسته‌بندی نشده

در کافی تریای اصلی دانشگاه و درست ساعاتی پیش از امتحان Calculus به جان مرغ بیچاره ی تعبیه شده از حلال فروشی افتاده بودیم، که دخترانی زیبا رو با ظرف‌هایی پر از کیک‌های شکلاتی و دسرهای دیگر به سمت ما سرازیر شدند و البته هدف خیرشان صرفا جمع آوری اعانه بود. من و حسین هم چنان تشکری کردیم که بدون چک و چانه و تبلیغات جانبی ما را بی خیال شده و راهی میز کناری شدند. حرفه ای های عزیز چنان با شوق و ذوقی دانشجویان قربانی رشته طراحی مد را – که گویا جهت انجام کاری دور هم جمع شده بودند- را مخاطب قرار دادند و چنان احوال پرسی گرمی با آنها کردند که قسمت عمده‌ای از ظرفش پس از بازگشت خالی شده بود.
بار دیگر هم که در کافی تریای خوابگاه با حسین مشغول درس خواندن بودیم یکی از همین شاهدان(زیبارویان) با استفاده از هزار ترفند و ناز و عشوه و سخنرانی در مدح طعم کیک‌هایش و … سعی در به دام انداختن ما داشت که بنده خدا خودش خسته شد و با جواب‌های سرد من و حسین- که متعلق به خطه دست و دلباز پرور اصفهان است – عطای چانه زنی را به لقایش بخشید و با چهره‌ای پرچین ما را ترک کرد.
نتیجه گیری اخلاقی این که هنگامی که برای امور خیر از شما پولی طلب می شود بنا و سعیتان بر این باشد که به چهره‌ی خیّر عزیز نگاه نکنید و فقط نیتتان را در نظر بگیرید که در غیر این صورت خسر الدنیا و الآخره شده‌اید…

نوشتن نظر