بنوشت

یادداشت های کمال فراهانی

هذیان

۱۷ آذر ۱۳۸۴ در دسته دسته‌بندی نشده

هر چه قدر با خودم کلنجار رفتم تا در مورد حادثه سقوط هواپیما سکوت کنم گویا بی نتیجه است. در ساعات اولیه صبح بود که خبر را از بی بی سی خواندم و چنان منقلب شدم که بی اختیار اشک در چشمانم حلقه زد. نمی دانم چرا. هر چند بعضی از خبر نگاران تلویزیونی را می شناختم ولی اکثرشان برایم تعدادی اسم بودند. شاید برای این همه عقب ماندگی و بی مسیولیتی یا شاید برای خودم. بر خودم مسلط شدم چون بعد از ظهر امتحان Calculus داشتم و نیاز مبرمی به روحیه و تمرکز. ابعاد انعکاس خبر هم که الحمد الله برای همه روشن است.فقط می خواستم یک سوال بسیار روتین و قدیمی را بپرسم. آیا آمار تصادفات جاده‌ای تراژدی بزرگتری نیست؟ کشته شدن قریب به ۲۵۰۰۰ نفر در جاده های کشور به خاطر رعایت نشدن مقررات و مطمین نبودن جاده ها و … آیا واقعا کشته شدن ۲ نفر تراژدی است و کشته شدن میلیون ها نفر صرفا یک آمار است؟آیا کشته شدن مردم در آلودگی هوای تهران تراژدی بزرگتری نیست؟مراد از تجمع صنفی فقط برای کشته شدن ۱۰۰ نفر است؟ایا عقل سلیم پیدا کردن راه حل برای مشکلات بزرگتر را در اولویت قرار نمی دهد؟ حادثه آتش گرفتن هواپیمای Air France در فرودگاه تورنتو بدون زخمی شدن حتی یک نفر فیصله پیدا کرد. با این تفاوت که تمامی سر نشینان هواپیما بعد از این حادثه به پول خوبی رسیدند حال آنکه ما در ایران به استناد به حدیث و تفسیر و … شهیدشان کردیم. هر چند می دانم که این کلاف سردر گم تر این حرفهاست و می دانم که این طرز فکر شاید توسط هموطنان عزیزم به سخره گرفته شود ولی حرفی است که باید می زدم…وسع بینش ما در همین حد است. .واسلام

نوشتن نظر