آرام آرام شکافته می شود
و شیطان، گلوله کاموایی قلبم را با پوزخند می رباید؛
گلوله کاموایی عشقمان را.
از همین روست که هنگامه بازگشتت، باید عاشقی را از سر گیریم.
نوشته شده در جمعه, آذر ۱م, ۱۳۸۷ در ۳:۲۶ ق.ظ و در زیرمجموعهی Uncategorized.
میتوانید پاسخها این نوشته را پیگیری کنید با RSS 2.0 خوراک.
میتوانید پاسخ دهید٬ یا بازتاب بفرستید از سایت خودتان.
while you are away, my heart comes undone
slowly unravels
in a ball of yarn
the devil collects it, and with a grin
our love in a ball of yarn
he’ll never return it
when you come back, we’ll have to make new love
آذر ۱م, ۱۳۸۷ در ۵:۰۶ ق.ظ
شیر خدا
بند
گسستن گرفت
ساقی جان
شیشه
شکستن گرفت
آذر ۱م, ۱۳۸۷ در ۸:۳۵ ق.ظ
این فایل صوتی که گذاشتی، ناقصه؟ احساس میکنم یه جورایی ابتره، تا میاد اوج بگیر یهو تموم میشه!
آذر ۷م, ۱۳۸۷ در ۳:۰۰ ب.ظ
خیلی هم عالی . من عقلم به این ترجمه ها نمی رسه … ! نایس جاب .
آذر ۸م, ۱۳۸۷ در ۵:۰۶ ب.ظ
Just to see what a marvelous translation that is
while you are away, my heart comes undone
slowly unravels
in a ball of yarn
the devil collects it, and with a grin
our love in a ball of yarn
he’ll never return it
when you come back, we’ll have to make new love
آذر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۸:۱۳ ق.ظ
بسی استفاده بردیم
دی ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۴:۳۵ ق.ظ
دی ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۷:۴۱ ق.ظ
در غربت خلوت خویش،
در فرار از خود،
در کشتن لحظه های مرگبار،
در نابود کردن جوهر بودن،
و در آشتی با عشق،
همیشه خاطر تو امنیتی محجوب را برایم به همراه داشته اشت.
امنیتی پر از آرامش و هیجان،
و امنیتی خالی از جنجال و دلهرگی.
بهمن ۸م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۰ ق.ظ
علیرضا جان
تصور می کنم این قایل به انداره ی دو الی سه ثانیه ناقص است ولی آهنگ با فرود کامل تمام نمی شود اما نهایتا حق با شماست.